اسكندر بيگ تركمان

886

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

گفتار در وقايع سنهء توشقان ئيل مطابق اربع و عشرين و الف و بعضى خمس و عشرين و الف كه سال بيست و نهم جلوس شاهى ظل اللهى است در اين سال خجسته آغاز بهجت انجام سلطان چهار بالش ايام كه مسند نشين تخت چهار اركان فلك مينافام است يعنى خورشيد جهان آرا از مسكن افسردهء دى ميل طربخانهء عز و شرف نموده يازده ساعت شب شنبه بيست و يكم ماه صفر ختمت بالخير و الظفر برج حمل تحويل نمود نوروز فيروز عالم افروز در روز شنبه اتفاق افتاد بهار دل‌آرا خرمى افزاى گلشن روزگار گذشته مهوشان رياحين چون سيه چشمان زهره جبين فتنه‌گرى آغاز نهادند و لاله و گل چون خورشيد رخان خطاى و چين با نكهت عنبرين صحن زمانه را رنگين ساخته درهاى آرزو بر روى خلايق باز كردند و هوسناكان بادهء نشاط مستعد تجرع جرعهاى شادكامى از پيالهء لاله شدند نسيم اردىبهشتى با شميم گل و رايحهء سنبل آميخته در رياض جهان وزيدن گرفت . بيت چون گشت رايت نوروز آسمان فرساى * زمانه لاله ستان گشت و دهر لاله ستاى شميم سنبل و گل در دماغ جان پيچيد * بهار عطرفشان گشت و غنچه نافه گشاى كشيد جرعه مگر از پيالهء لاله * كه گشت شاهد گل بىحجاب چهره گشاى در چنين هنگام نشاط افزا شهريار جهان پيرا اعنى حضرت اعلى در دار السرور فرح آباد و ساير امكنهء فرح بخش مازندران جنت نهاد كه از سايه ابر و ترشح هوا نظارت و تازگى داشت و كويش در بهار و خريف يكسان و از اعتدال هوا و هواى دريا هميشه صحراى دلگشايش بر گل و ريحان بعيش و حضور و مسرت و حبور ميگذرانيدند و از آنجا به ييلاق فيروز كوه تشريف برده بعد از سير و شكار ييلاق عزيمت اصفهان فرموده بمسرت و شادمانى داخل آن بلدهء جنت مثال شدند . در اين سال محصوران اصفهانرا آفت رسيده رعايا و عجزه مضطرب الاحوال بودند عاطفت خسروانه شامل حال رعايا گشته حقوق ديوانى اين سال را بايشان عطا فرموده و از خالص محصولات خاصه شريفه نيز عشرى زارعان املاك ديوانى بخشيدند و اين عطيه و احسان موجب ترفيه احوال برايا و توسعه معاش زارعان و رعايا گشته مظنه عسرت و تنگى كه داشته بيسر و فراخى تبديل يافت بعد از چند گاه كه شهر شهرهء اصفهان و دولتسراى نقش جهان از قدوم سعادت لزوم اشرف آراستگى داشت فلك شعبده‌باز انگيز فتنه و فساد كرده ايام چون زلف مهوشان پريشان گرديده و چشم